ادبی |
دلم می خواهد شیپور بردام و جار بزنم
همه بدانند.
گاهی هیچ چیزگور بابای مدرنیته و ادب!
«لعنت بر زبانی که بیموقع باز شود»
یا«لعنت بر کوچکی دنیای خبر.»
خیلی بده که گاهی اوقات نمیتونم حتیما کاری به حکم نداریم. حکم رو کاغذ مال محکمه اس
اصلیت حکم ماله خداس که ما و منش ریخته.
دعا می کنیم واسه کسانی که زندونین تا آزاد بشن از این چهار دیواری،
که همه دنیا چهار دیواریه.
کرم مرتضی علی ...
سلامتی سه تن،
ناموس و رفیق و وطن.
سلامتی سه کس،
زندونی و سرباز و بی کس.
سلامتی باغبونی که زمستونشو از بهار بیشتر دوست داره.
سلامتی آزادی،
سلامتی زندونیای بی ملاقاتی
سلامتی زندونیای بی ملاقاتی
.
.
..........................................
1.اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و اخر تابع له علی ذلک
2.دوست دارم با فریاد به آنکه مرا سادگی و یکرنگی آموخت بگویم:
جانا !
برای زندگی در دنیای آفتاب پرستها کم آورده امآن مرد آمد، آن مرد با دلی پر زحاجت آمد؛ آن مرد امیدواربود . آن مرد نیازی داشت از
بی نیازترین در عالم، آن مرد منتظر بود. دست هایش رو به آسمان و برای شنیده شدن
صدایش دست به دامن صداها شد دست به دامن دل های شکسته، تبر هنوز در دست هایش
بود که کمک خواست برای روا شدن حاجتش، آن مرد آمد، آن مرد مضطرب آمد،
صدایش نمی لرزید اما دلش می لرزید مبادا مرد کودکیش در لابلای فرداها گم شود
و آرام در گوشش بگوید پسرم دیدار به قیامت، باید دعا کرد چون خداوند دعای
دل های شکسته را بیشتر می شنود هرچند که آن مرد هنوز تبر در دست دارد
اما باید گفت« ام یجیب .... »
..............................................................................
1. اولین شب جمعه ماه رجب و لیله الرغائب.التماس دعا
ای آشنای درد همدیگر
ای همراه
ای همدرد
بلیت سفر به آسمان به من بدهید
که من نماینده سرزمین اندوهگین هستم
به نام کشته شدگان راه آزادی
به نام مردم خسته دل
به نام مظلومین کتک خورده
به نام خرداد پر حادثه
.
.
آمده ام تا بلیتی مجانی به من بدهید
به جای پول
خون هموطنانم را در دست دارم
جایی برایم نیست؟
مرا در آخر سفینه بنشانید ،
بر بارکش آن
همه ما به اینکار عادت داریم
بار طبقه بالا همیشه بر دوش ما بوده است
.
.
راستی من ایرانی ام !
اما عضو هیچ گروه نظامی نیستم
به هیچ ستاره ای آزار نخواهم رساند
به هیچ ابری خس و خاشاک نخواهم گفت
فقط می خواهم با شتاب به آسمان برسم
تازیانه را در مشت خدا بگذارم
بلکه انتقام ما را از " اینان " بگیرد
با تقلب گسترده در انتخابات ،امید سبزمان پژمرد.
زمستان آغاز شد؛خرداد 88
اما ما هنوز امیدواریم
.............................................................................................
یک آدم هایی هستند که حسادت دارد هر لحظه می کشدشان.
آنها کمبودهایی دارند بدون شک.
کمبودهایی در خانواده ، تحصیل و سبک زندگی و..
به نظر آنها دیگرانی که چنین کمبودهایی ندارند آدمای مغروری هستند
این آدم ها از هر فرصتی برای ابراز حسادتشان استفاده می کنند
با پلک زدن ، نفس کشیدن بد صحبت کردن و ناسزا گفتن و تحقیر دیگران!
دلم برایشان می سوزد آدم های حسود واقعا ترحم انگیزند
دلم برایت می سوزد رئیس جمهور منتخب رهبر!!
گفتم رای می دهم چون بقول مسعود بهنود شب که شد آدمی باید شمعی بیفروزد
نفرین به تاریکی حاصلی ندارد ... رای دادم اما ...
رای ما رو دزدیدن
دارن باهاش پز می دن
پ ن:به دوستی می گویم می بینی این روزا اصلا
مجال و دل و دماغ زندگی کردن نداریم ؟
می گوید : انشاا... بعد از پیروزی
در یادداشت عبدالکریم سروش این رباعی باباطاهر برق میزد:
مکن
کاری که بر پا سنگت آیو
جهان با این
فراخی تنگت آیو
چوفردا نومه
خونون نومه خونند
تو نومه خود
ببینی ننگت آیو
میر حسین موسوی و احمدی نژاد ،ناخودآگاه یاد
دست نوشته ای در دوران دانشجویی ام افتادم، متنی که بعد از
چاپ آن در ماهنامه " ناوک " دانشگاه برایم مشکل ایجاد کرد
متنی که تقدیم به آقازاده های کشورم کرده بودم :
آرام
آن تن لش را تکان می دهد
و از رختخوابی که بوی تند خواب های نفرین شده اش
مشام را می آزارد ، کنده می شود
از کوچه که می گذرد بوی گند اسکناس و اختلاس
رد عبورش را نشان می دهد
دست های جن زده اش را به طرف هر گلی که دراز می کند
باید فاتحه اش را خواند
بیچاره
کارش به جایی رسیده که ماه را هم خریده است
و برای دیدن آن خداتومان از مردم پول می گیرد
اما برای اینکه صد تومان کمتر پول میوه بدهد
از قیطریه تا رباط کریم را پیاده می رود
آن قدر پول چاپیده است که یکجا می تواند
حوزه خلیج فارس را با همه ی شیخ نشین ها و شاهزاده هایش
بخرد و آب از آب تکان نخورد
همه ثروت " شهرام جزایری " پول یک انگشتری الماس اوست
که در یک مناقصه ایتالیایی برنده شده است
با این حال
وقتی او را در صف نماز ببینی که شکمش از لای دکمه های
پیراهنش بیرون زده است دلت به حالش می سوزد
و دعا می کنی ، هر چه زودتر کمیته امداد به داد او برسد !
از روزی که یک کلمن به جبهه اهداء کرده است
از همه ی ملت طلبکار است
و انتظار دارد که همه از ایثار گری هایش تمجید کنند
******
چقدر هوای اینجا مه گرفته است
بوی گند اسکناس
کوچه را برداشته است ...
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|